پشت در واستاده بودم استاد بیاد یکم بمالمش یه وخ نندازمون ...

از در که اومد بیرون آویزون شدم به التماس ... که استاد ترم آخرمو ...

شاغلمو ... نن جونم دیشب سکته ناقص زده بود و ... از اینا که خودتون میدونید ...

استاد با لبخند گرمش به من نگاهی کرد ... دستشو گذاشت رو شونم و به گرمی فشار داد ...

گفت آغای یارووو ... بنی آدم اعضای یکدیگرند ...

انقد خیالم راحت شد ... فقط با خودم شک داشتم من چِش استادم یا قلبش ...

وقتی نمره هارو گذاشتن سایت ... تازه متوجه شدم کجاهاشم نبودم 

منبع : فِکر میکُنَن ما خَریم ツ جلسه امتحان تموم شد ...
برچسب ها : استاد